سکوت خبری بازتاب در این چند روز عجیب و قابل تامل بود. اما به هرحال گزارش خواندنی است.
لحظه به لحظه بر ایعاد خبری این فاجعه اضافه می شود.
قابل توجه مستر قربانی!
گزارش خبری بازتاب از حوادث دانشگاه نوشیروانی را حتما بخوانید.
از طرف جمعي از دانشجويان دانشكده فني بابل_دانشگاه مازندران
سکوت خبری بازتاب در این چند روز عجیب و قابل تامل بود. اما به هرحال گزارش خواندنی است.
لحظه به لحظه بر ایعاد خبری این فاجعه اضافه می شود.
قابل توجه مستر قربانی!
گزارش خبری بازتاب از حوادث دانشگاه نوشیروانی را حتما بخوانید.
تا اینجا خبر خوشی است اما توجه کنید دوستان که هنوز سید ضیا نبوی در بند است.
از طرف دیگر قربانی مسوول حراست دانشگاه به نگهبانی دستور داده از ورود این سه دانشجو به دانشگاه جلوگیری نماید. درحالیکه از نظر ما بین زندانی بودن و ممنوع الورود بودن دانشجویان فرقی نمی کند.
دانشگاه خانه دانشجو است و احدی الناسی حق ندارد از ورود آنها به خانه خود جلوگیری نماید.
بنابراین به هوش باسیم که تا گرفتن مطالبات خود حرکت ادامه دارد...............
قرار ما شنبه ساعت ۱۱:۳۰ روبروی ساختمان برق
خواسته های ما هم اکنون عبارتند از:
۱- آزادی هر چه سریعتر سید ضیا نبوی
۲- لغو تمام احکام کمیته انظباطی
۳- استعفای قربانی مسوول حراست و مصبب اصلی اتفاقات اخیر
۴- برگزاری جلسه پرسش و پاسخ آزاد با رییس دانشگاه
۵- لغو محدودیتهای فعالیتهای صنفی و دانشجویی در چارچوب قانون مانند دیگر دانشگاهها
در ضمن رعایت اصوا اخلاقی ایجاب می کند ما فرصت پاسخگویی برای آقای قربانی - رییس حراست دانشکده و مقصر اصلی افتضاحات اخیر به زعم ما - را فراهم آوریم.
لذا وبلاگ اعتراض دانشجو بدینوسیله اعلام می دارد چنانچه وی احتمالا دفاعی از خود در این زمینه دارد می تواند یه پست الکترونیک وبلاگ ارسال نماید و مطمئن باشد که در وبلاگ کار خواهد شد.
ماهم همانطور که گفتیم نوشتن نظراتمان در این مورد را تا بعد از آزادی سه دانشجوی باقی مانده به تعویق انداخته ایم.
به هر حال به دوستانمان در وبلاک مقاومت تا آزادی خسته نباشید گفته و توصیه می کنیم حتما مقاله آنها را بخوانید.
امروز ۱۸ نماینده مجلس در تذکری کتبی به احمدی نژاد نسبت به حوادت اخیر دانشگاه نوشیروانی و زیر پا گداشته شدن حقوق شهروندی دانشجویان ابراز تاسف کردند.
نکته جالب در این میان امضای نمایندگان سرشناس دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا و مستقل در پای برگه تذکرنامه است.
اسماعیل گرامی مقدم (اصلاح طلب)
اکبر اعلمی (اصلاح طلب)
قدرت علیخانی(مستقل)
محمد قمی(مستقل)
امیدوار رضایی (اصولگرا)
سعید ابوطالب(اصولگرا)
و مخصوصا عماد خان افروغ رییس کمسیون فرهنگی مجلس
دست همه درد نکند.
اینهم لینک خبر ایلنا در این مورد
آقای قربانی دستپخت شماست ....................... نظاره کنید؟!؟
اما تصمیم گرفتیم این مساله را به بعد از آزادی مابقی دوستانمان موکول نماییم تا خدای ناکرده قربانی اخلالی در روند آزادسازی انها ایجاد ننماید.
به هرحال تا فردا منتظر باشید.
بچه ها ................. اتحاد اتحاد اتحاد
مهدی شریف مقبولیت زیادی در بین بچه ها دارد و می تواند ادامه حرکت را به آرامی هدایت نماید و مانع از انحراف و سیاسی شدن حرکت صنفی بچه ها بشود.
به هر حال باید بینیم نتیجه چه می شود.
دانشجویان در کجا دستگیر شده اند. درون دانشگاه یا بیرون دانشگاه!
آقای قربانی بیا برای یک بار هم که شده صادق باش و راست بگو.
چرا که مافوقهای خودت گزارش داده ای که داشجویان در بیرون داشگاه دستکیر شده اند بطوریکه قاضی پرونده هم اینگونه تصور می کند.
راستش را بگو!
چرا فردای حادثه عنوان کردی که اصلا از دستگیری دانشجوها خبر نداشتی!
اکنون که همه چیز مشخص شده.
با شهادت ۱۱ دانشجوی آزاد شده چه کار می خواهی بکنی؟
باز هم انکار می کنی؟
آقای قربانی اینجا دیگر آخر خط است ...........................
بچه ها دستتان در نکند.
بالاخره امروز مهدی شریف النسبی و عمید مشرف زاده و علی تقی پور هم آزاد شدند و حالا فقط سه نفر دیگر باقی مانده اند.
بچه ها یادتان باشد آزادی این سه نفر فقط بخشی از خواسته های ماست.
این سه نفر هم احتمالا فردا آزاد می شوند.
همه چیز به نفع ماست اگر فقط صبور باشیم....... مقاومت کنیم ..........و اتحاد داشته باشیم.
بالاخره نجات ا... افشار هم آزاد شد.
کسی که هیچ نقشی در این ماجرا نداشت.
اگرچه مهدی شریف هم فقط در نقش رابط دانشجویان و مسوولین دانشگاه و برای آرام کردن اوضاع فعالیت می کرد.
اما نجات افشار تنها گناهش این بود که هم خانه مهدی شریف بود.
بیچاره دو شب را به این جرم در زندان به سر برد ولی واقعا باید به طاقت و صبر این دوستمان آفرین بگوییم که در برابر فشارهای وارده کم نیاورد و بالاخره امروز سرفرازانه آزاد شد.
واقعا نجات باید الگوی ما باشد.
بچه ها برای آزادی باید صبور بود مقاومت کرد و هزینه داد.
اگر ما محکم باشیم و متحد مطمئن باشید مخالفان عقب خواهند نشست.
درود بر نجات!
تصور کنید یک سنگ قیمتی را بدست یک .......... سپرده اید . او ناغافل آنرا درون چاه ۲۰ متری انداخته است و اکنون تمام عقلای شهر جمع شده اند و راجع به چگونگی درآوردن سنگ بحث می کنند.
بله قضیه دقیقا به همین صورت است.
یک قضیه ساده که براحتی می توانست درون دانشگاه حل و فصل شود هم اکنون طبق اخبار واصله محور جلسه هیئت دولت در شیراز است و آقای الهام به عنوان وزیر دادگستری مامور پیگیری مساله شده است.
وزارت علوم به شدت پیگیرآزادی دانشجویان و ختم قائله است اما دیگر کار از دست آنها خارج شده و پرونده در دادستانی و قوه قضاییه به سر می برد.
از سوی دیگر روز به روز به ابعاد ملی و جهانی قضیه اضافه می شود.
دانشجویان دانشگاهای مختلف به اعتراض برخاسته اند و فعال شده اند.
در مجلس فراکسیون اقلیت در پی سوال از وزیر و فراخوانی او به مجلس است.
و رادیوهای بیگانه هم که مثل همیشه ...................
این وسط کسی حواسش نیست که بپرسد براستی کی بود؟
چه کسی سنگ را در درون چاه انداخت.
دوستان گرامی لطفا نظارات خود را در این مورد بیان کنید....................
حمايت 36 انحمن در سراسر كشور از حركت دانشجويان بابل
سه دانشجوي دانشگاه مازندران بزاداشت و آزاد شدند.
آخرین خیرهای بدست آمده از شاهدان عینی حاکی از این است که یک نیم شش نفره (دو نفر با یونیفرم نیروی انتظامی و چهارنفر لباس شخصی) به همراه دو خودرو پلاک دولتی ساعت ۱:۴۵ نیمه شب به درب ساختمان مسکونی مهدی شریف مراجعه کرده و پس از آنکه بوسیله همسایگان موفق به ورود به ساختمان می شوند به ناگهان درب واحد مسکونی مهدی شریف را به شدت کوبیده و بدون اینکه اجازه کوچکترین عکس العملی به او بدهند او و هم خانگیش نجات ا... افشار را دستگیر می کنند.
یک شاهد عینی از امتناع نیروهای امنیتی از ارایه حکم دادستانی در مقابل درخواست مصرانه مهدی شریف خبر داده است.
گفتنی است مهدی شریف و نجات افشار را به بازداشتگاه سازمان زندانها برده و دو مامور به مدت ۴۵ دقیقه با بازرسی منزل او می پردازند.
سید مهدی شریف النسبی دبیر شورای صنفی دانشجویان فردی بدون هیچ گونه پیشینه و سوابق سیاسی اکنون مانند یک زندانی امنیتی بطور انفرادی نگهداری شده و اجازه هیچ گونه تماسی با خانواده خود ندارد.
اما از آن تاسف بارتر دستگیری نجات افشار است که جرم او تنها هم خانه بودن با مهدی شریف است.
می دانیم که طبق قانون نیروهای نظامی و انتظامی حق ورود به دانشگاه را نداشته و کلیه مسایل انتظامی در دانشگاه بایستی از طریق حراست دانشگاه انجام پذیرد.
آقای رییس می پندارد با اظهار بی خبری از این مساله خود را از شریک بودن در این فاجعه بزرگ مصون می دارد غافل از اینکه اگر بالفرض این اظهارات مبتنی بر واقعیت باشد اولا نشان بی کفایتی ایشان است که در مجموعه تحت نظر ایشان چنین حرکتی بدون هماهنگی انجام می پذیرد و در ثانی این اضهارات دستگیری دانشجویان را به یک ربایش فیزیکی مخفیانه که بیشتر در شان سازمانهای جاسوسی غربی است تا تیروی انتظامی وطنی شبیه می سازد.
جه بهتر است آقای جانعلی برای حفظ جایگاه خود از آبروی مجموعه نظام مایه نگذارد و اینگونه جلوه ندهد که هر کسی می تواند شبانه وارد دانشگاه چند هزار نفری شده و بدون سروصدا ۱۲ دانشجو را برباید خصوصا آنکه اکنون قوه قضاییه مسوولیت رسمی دستگیری دانشجویان را به عهده گرفته است.
و نیز سخنی با فرماندار بابل
آقای فرماندار
براستی اگر قرار است مصبب برای ناآرامی های اخیر دانشگاه پیدا شود و مورد مواخذه قرار گیرد آیا باید مشتی دانشجوی ۲۰ ساله را مسوول بدانیم یا آقای دکتر جانعلی با ذکر اوصافی که رفت.
آقای فرماندار راه را اشتباه رفته اید لطفا برگردید.
نمی دانیم این تصمیم را دقیقا چه کسی گرفته است؟
و آبا او به تمام جوانب این مساله فکر کرده؟ آیا این کار را با هماهنگی مسوولین بالادستی خود انجام داده و یا خودسرانه تصمیم گرفته است؟
آیا او تحت تاثیر دستگیری ۱۵ ملوان انگلیسی خیال کرده با دستگیری ۱۵ دانشجو می تواند مدال لیاقت و شجاعت دریافت نماید؟
بله خبر باورنکردنی است ۱۳ دانشجو در ساعت ۲ نیمه شب در داخل محوطه دانشگاه و دو دانشجو در منزل شخصی خود.
ابتدا لینک رسمی خبر را بخوانید تا باور کنید:
دستگیری ها توسط نیروی انتظامی تحت حکم دادستانی انجام گرفته و دستگیرشدگان به بازداشتگاه قوه قضاییه برده شده اند و مانند مجرمان سیاسی بدون اینکه اجازه تماس با بیرون داشته باشند مورد بازجویی قرار گرفته اند.
دوستان گرامی مطمئن باشید این مساله تا چند روز آینده به یک مساله ملی تبدیل خواهد شد.
پس به هوش باشید........از هرگونه تنش پرهیز کنید....... اتحاد خود را حفظ کنید و صبور باشید.
حمایت دفتر تحکیم وحدت از دانشجویان
مي توانيد ادامه اي بر اين وبلاگ را در اينجا دنبال كنيد.
امروز مهدی شریف.....................
فردا نوبت کیست؟
چه کسی پاسخگوست...............................؟
دوستانی که ار آخرین وضعیت مهدی شریف اطلاع دارند خواهشمند است برای ثبت در سایت اطلاع دهند!
لحظاتی قبل متوجه شدیم مهدی شریف النسبی دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشکده فنی بابل به همراه نجات الله افشار دستگیر شده است.
به دنبال کسب اخبار تکمیلی و اعلام آن هستیم.
راستی آقای قربانی این را هم تکذیب می کنید.......!
اطلاع رساني مضحك قرباني(رئيس حراست دانشگاه) به سايت ايسنا :
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
يك فعال دانشجويي دانشگاه مازندران گفت: « جمعي از دانشجويان صبح امروز در اعتراض به دستگير شدن بيژن صباغ تجمع كردند.»
مشرفزاده در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: « دانشجويان امروز ظهر با چيدن ظرفهاي غذاي خود از سلف تا جلوي درب دفتر رييس دانشگاه به اتفاقات پيش آمده اعتراض كردند. دانشجويان بعد از مدتي در دانشكده برق دانشگاه بابل دست به تحصن زدند و برخي كلاسهاي امروز بعدازظهر دانشگاه تعطيل شد.»
وي از تماس تلفني بيژن صباغ با يكي از دوستان خود خبر داد و بيان كرد: «صبح امروز بيژن صباغ با يكي از دوستان خود تماس تلفني داشته است كه اين تماس كمتر از 2 دقيقه بوده و صباغ اظهار كرده است كه او را 4 الي 5 روز نگه خواهند داشت و نتوانسته هيچ اطلاعي از مكاني كه در آن نگهداري ميشود يا نهادي كه وي را بازداشت كرده است در اختيار دوست خود قرار دهد.»
مشرفزاده گفت:« همچنين دو نفر از دانشجويان دانشگاه بابلسر كه امروز به كلانتري مراجعه كردند تا از پرايدي كه صباغ با آن برده شده بود شكايت كنند اما پس از حضور آنها در كلانتري آنها بازداشت شده و تاكنون هيچ خبري از آنها نيست و موبايلشان خاموش است.»
مسوول حراست دانشگاه نوشيرواني بابل نيز درخصوص تجمع امروز جمعي از دانشجويان در اين دانشگاه به خبرنگار ايسنا گفت: « تجمع دانشجويي امروز بسيار محدود بود و تنها 12 الي 15 نفر از دانشجويان در آن شركت كرده بودند.»
وي دربارهي بازداشت شدن دونفر از دانشجويان دانشگاه نوشيرواني نيز گفت: « هيچ دانشجويي امروز بازداشت نشده و اين موضوع كذب است.»
حتما ۱۲ تا ۱۵ نفر ذكر شده از طرف قرباني را در عكس هاي پست هاي قبلي مشاهده كرديد.
امروز این گونه گذشت...
به روایت شورای متحصنین
ظهر امروز دانشجويان دانشكده فني مازندران در حمايت از دانشجوياني كه اعتصاب غذا كرده اند و در اعتراض به ربودن بيژن صباغ ثاني اقدام به برگزاري اعتصاب غذا در سلف سرويس دانشگاه نمودند، دانشجويان معترض پس از چيدن ظرف هاي خود تا دفتر رئيس دانشگاه از سلف سرويس تا مكان تحصن دانشجوياني كه اعتصاب غذا كرده اند راهپيمايي كرده و با ملحق شدن معتصبين به دانشجويان به سمت سا ختمان اداري رفتند.رئيس دانشگاه از حضور در جمع آنها خودداري كرد درنتيجه دانشجويان به حوزه رياست رفتند و نمايندگان آنها با رئيس دانشگاه- در حاليكه دانشجويان از بستن درب دفترايشان جلوگيري كرده بودند- درمقابل دانشجويان به مذاكره پرداختند اما با وجوديكه روز دوم اعتراضات در اين دانشگاه است باز هم پاسخ روشني دريافت نكردند.پس از آن دانشجويان معترض كه تعداد آنها حدود 800 نفر بود در مقابل آمفي تئاتر تجمع كرده و 6 نفر را از ميان خود به عنوان شوراي متحصنين انتخاب كردند.با نظر شورا و دانشجويان معترض كلاس هاي عصر تعطيل اعلام شد .سپس معتصبين به سمت دانشكده برق(محل تحصن معتصبين) حركت كردندو تا ساعت 2 عصر با دادن شعارهاي اعتراض آميز و سرود يار دبستاني در اين مكان تجمع كردند؛ضمن اينكه نمايندگان دانشجويان در اين مدت با رئيس دانشگاه به مذاكره پرداختند اماوي با رد درخواست برگزاري جلسه پرسش و پاسخ را به فردا و در دفتر خود موكول كرد تصميم وي نتوانست نظر موافق معترضين را به دنبال داشته باشد ، بنابراين كلاسهاي بعدازظهر تعطيل اعلام شد و همچنين اعلام شد كه دانشجويان فردا ظهر باز هم در مقابل دانشكده برق تجمع كنند تا پاسخ مسئولين را به خواسته هاي اعلام شده بشنوند تا به تصميم گيري در مورد ادامه اعتراضات بپردازند.
دانشجوياني كه اعتصاب غذا كرده بودند بازهم ضمن بيان خواسته هاي خود :
1_روشن شدن وضعيت بيژن صباغ ثاني
2_لغو احكام محروميت از تحصيل صادر شده براي دانشجويان و جلوگيري ازادامه روند احضار به كميته انضباطي
3_آغاز به كار دوباره كانون ها وتشكل هاي دانشجويي
4_برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با حضور رئيس و مسئول حراست دانشگاه
اعلام كردند كه تا رسيدن به اين خواسته ها دست از اعتصاب غذا نخواهند كشيد.
آنچه امروز گذشت به نگارش یکی از دانشجویان معترض...
امروز در ادامه اعتراضات دانشجويان دانشكده فني مازندران نسبت به وقايع اخير دانشگاه و ربوده شدن بيژن صباغ ثاني ، دانشجويان در سلف دانشگاه دست به اعتصاب غذا همگاني زدند.دانشجويان تصميم داشتند تا با هماهنگي با يك مركزخيريه غذاهاي دست نخورده خود را به اين مركز اهدا كنند ، وليكن با ممانعت مسئولين دانشگاه(رئيس حراست قرباني) مواجه گشتند.به همين دليل دانشجويان غذاي خويش را از سلف سرويس تا دفتر رئيس دانشگاه به نشانه اعتراض چيدند.دانشجويان معترض كه جمعيت آنان بيش از 800 نفر مي نمود ،در ساختمان اداري و دفتر رياست دانشكده براي پاسخ گويي ايشان ،تحصن كردند و خواستار حاضر شدن اين مقام در بين دانشجويان گشتند ،ولي رئيس دانشگاه از اين عمل امتناع كرده و فقط حضور چند دانشجو را در دفتر خود ممكن دانست ،دانشجويان معترض كه از اين بي توجهي بسيار خشمگين شدند با سردادن شعار و خواندن سرود يار دبستاني روبروي درب سالن آمفي تئاتر تجمع نمودند.دانشجويان از بين خود شش نفر را به عنوان نماينده خود و شوراي منتخب متحصنين انتخاب نمود و شوراي متحصنين با هماهنگي با دانشجويان تصميم گرفت كه كلاسهاي بعد از ظهر روز يكشنبه تعطيل شود و به رياست دانشگاه تا ظهر روز بعد جهت پيگيري خواسته ها مهلت داده شود . دانشجويان سپس با راهپمايي و خواندن سرود به سمت صحن دانشگاه و ساختمان دانشكده برق حركت كردند و در حركتي نمادين تا ساعت 2 بعد از ظهر در اين مكان تحصن نمودند. دانشجويان در پايان با تاكيد بر خواسته هاي خويش و تعهد براي حضور دوباره در ظهر فردا در همان مكان تجمع را به پايان بردند.
از خبرگزاری ها می خواهیم خودشان قضاوت کنند!!!























هو العزیز
امروز شاهد یکی از گسترده ترین اعتصاب غذا های داننشجویان در سلف دانشکده فنی بابل هستیم .
خواسته ها و مطالبات دانشجویان متحصن :
1ـ روشن شدن وضعيت بيژن صباغ ثاني دانشجوي ربوده شده
2ـ لغو حكم انضباطي دانشجويان و ممانعت از ادامه روند احضار به كميتههاي انضباطي
3ـ برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولين دانشگاه و رئيس حراست دانشكده
4ـ آغاز به كار دوباره تشكلها و كانونهاي دانشجويي
کاش هرگز فردا نشه
شاید نوبت منم فرا رسیده باشه ...
خداییش خودتون قضاوت کنین ...
دو عدد اتومبيل پيكان و پرايد سفيد رنگ حامل تعدادي سرنشين از ساعت 8 صبح تا 12 شب در دو طرف خيابان روبروي دانشگاه متوقف بودند كه جالب آنجاست كه طبق احتمالات داده شده وبرسي شواهد خودروي پرايد همان خودروي ربايندگان بيژن صباغ ثاني بوده واين مورد حتي به مسؤولين دانشگاه و حراست گزارش شده ولي هيچ پيگيري از طرف آنها صورت نگرفته و جالب تر آنكه ديروز چند تن از دانشجويان شهادت دادند كه يكي از نگهبان هاي دانشگاه را در خودروي پرايد ربايندگان بيژن صباغ مشاهده كرده اند و همچنين گروهي از دانشجويان ديشب ساعت 10 شاهد بر قراري ارتباط نگهبان دانشگاه با سرنشينان خودروي پيكان فوق الذكر بوده اند و جالب ترتر آنكه بر طبق شواهد ديروز در هنگام ربايش فيزيكي دانشجوي مذكور و هجوم افراد لباس شخصي و ناشناس به چند تن از ديگر دانشجويان به بهانه بازداشت آنها حراست دانشگاه كوچكترين زحمتي به خود نداده و به اين بهانه كه درگيري خارج از محوطه دانشگاهست كوچكترين زحمتي در جهت ختم قائله به خود ندادند در صورتي كه حتي يكي از اين مامورين جهت بازداشت يكي از دانشجويان به داخل دانشگاه آمده بود و جالب ترترتر آنكه باوجود تمام اين سوتي ها هنوز مسؤولين دانشگاه اعم از رياست و حراست پس از گذشت 16 ساعت از ربوده شدن بيژن صباغ هنوز هم از اينكه چه كساني و به چه منظور اقدام به ربودن وي كرده اند اظهار بي اطلاعي مي كنند.
بيچاره پدر و مادر بيژن الان چي مي كِشن
چه تضميني وجود داره كه اين جور اتفاقات واسه ما نمي افته ؟!
بيچاره پدر و مادر ما
. فیلم ربایش بیژن صباغ روبروی درب دانشگاه <<---------- کلیک کنید
عکسهای مربوط به تجمع پر شور دانشجویان در دانشکده فنی بابل و حواشی مر بوط به ربوده شدن یکی از دانشجویان توسط افراد لباس شخصی ناشناس و اعتصاب غذای چند دانشجو








آیا همه این اتفاقات باید می افتاد ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اينجا تقريباً هيچ نوع فعاليت دانشجويي ممكن نيست، همهي كانونهاي فرهنگي از ابتداي سال جديد تحصيلي منحل شدهاند، انجمنهاي علمي آنقدر محدود شدهاند كه حتي اجازه برگزاري بازديد علمي را هم ندارند. شوراي صنفي دانشجويي چنان دست و پا بسته است كه نميتواند حتي مجمع عمومي برگزار كند. انجمن اسلامي دانشجويان دو سال است كه معلق ميباشد. سالن آمفي تئاتر در دو سال اخير حتي به تعداد انگشتان يك دست نيز در اختيار فعاليت دانشجويي نبوده است. اينجا تقريباً هيچ نشريه فعال و مستقلي وجود ندارد و نشستن در كلاس و بحث كردن هم جرم تلقي ميشود. اگر مديريت آموزش ناتوان از برگزاري انتخاب واحد باشد، دانشجو مجازات ميشود و اگر از كنار آرشيو نشريات انجمن اسلامي بگذريد، ممكن است به كميته انضباطي فراخوانده شويد. اينجا حق برقراري هيچ نوع رابطه انساني با غير همجنسان را نداريد و سليقه لباس پوشيدنتان نيز بايد توسط نگهبان دانشگاه تأييد شود. حتي ممكن است به بهانه ورود به دانشگاه مورد ضرب و شتم نگهبان قرار بگيريد. معاونت فرهنگي دانشگاه هم فقط دو ساعت در هفته رؤيت ميشود. اينجا 16 آذر روز دانشجو نيست، روز مسئوليني است كه با برگزاري جشن در آن از خودشان تقدير ميكنند. اينجا حتي اجازه برگزاري جشن فارغ التحصيلي و خوشحالي براي خلاص شدن از شر اين مكان لعنتي را هم نداريد. بله اينجا دانشكده فني نوشيرواني است!!؟
مكاني كه روز به روز از ساحت علمي و فرهنگي آن كاسته ميشود و بر بعد امنيتي و سياسي آن افزون ميگردد. آنچه بيش از هر چيز در اين مكان به چشم ميآيد، حاكميت مطلق العنان آقاي قرباني رئيس حراست دانشكده ميباشد. هر چند كه تقريباً تمامي دانشگاههاي كشور با روي كار آمدن دولت جديد و وزير علوم منصوب آن با محدوديتهاي جدي سياسي، فرهنگي مواجه گشتهاند و ليكن دراينجا حضور شخص رئيس حراست و اعمال قدرت و نفوذ او در ديگر سطوح مديريتي فشار مضاعفي را بر پيكره فعاليتهاي دانشجويي وارد ساخته است. صدور حكم يك ترم ممنوعيت از تحصيل براي سه تن از دانشجويان دانشكده و چندين حكم توبيخ كتبي كه بواسطه دخالت مستقيم و زمينهسازي مسئول حراست ميسر شده است؟ گواه اين مدعاست. ناكارآمدي همهي راههاي ممكن براي اعتراض (از مذاكره و چانهزني گرفته تا صدور بيانيه و برگزاري تجمع و اعتصاب در سلف سرويس . . .) ما را بر آن داشتند تا در اعتراض به وضعيت اسف بار مديريت دانشگاه و محدوديتهاي اعمال شده به فعاليتهاي دانشجويي، تنها راه باقيمانده يعني اعتصاب غذا را برگزينيم.
خواستههاي ما: 1ـ روشن شدن وضعيت بيژن صباغ ثاني دانشجوي ربوده شده
2ـ لغو حكم انضباطي دانشجويان و ممانعت از ادامه روند احضار به كميتههاي انضباطي
3ـ برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولين دانشگاه و رئيس حراست دانشكده
4ـ آغاز به كار دوباره تشكلها و كانونهاي دانشجويي ميباشد. لذا و بر همين اساس ما از امروز شنبه مورخ 25/1/86 دست به اعتصاب غذاي نامحدود و تا تحقق خواستههايمان بر تصميم خويش ميمانيم.
وقایع تلخ صبح امروز در دانشگاه...
صبح امروز بیژن صباغ از فعالین دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در مقابل درب ورودی دانشگاه در حضور دانشجویان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . همچنین نیروهای امنیتی قصد دستگیری سعید یعقوبی نژاد و سید ضیاءالدین نبوی و علی تقی پور را داشتند؛ که این افراد با حمایت دانشجویان وارد دانشگاه شدند .
در پی ربودن بیژن صباغ توسط نیروهای امنیتی و همچنین تهدید چند تن دیگر از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل مبنی بر دستگیری آنها در صورت خروج از دانشگاه و همچنین حضور یکی از این نیروها در دانشگاه با همکاری حراست دانشگاه که قصد دستگیری عمید مشرف زاده ( دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مزبور ) را داشتند ؛ از ساعت 12 ظهر امروز دانشجویان این دانشگاه در اقدامی خودجوش به دفتر رئیس دانشگاه مراجعه و خواستار پاسخگویی وی و مسئول حراست دانشگاه شدند . رئیس دانشگاه ( عسگرجانعلیزاده ) در جمع دانشجویان حاضر شد , اما با طفره رفتن از پاسخگویی سعی در پراکندن دانشجویان را داشت . دانشجویان پس از اینکه پاسخ روشنی از رئیس دریافت نکردند خواهان حضور مسئول حراست ( قربانی ) شدند که از حضور در جمع دانشجویان امتناع کرد . پس از آن دانشجویان از ساختمان اداری با شعار های " رئیس بی لیاقت ! استعفا ؛ استعفا ." و " قربانی حیا کن ؛ دانشگاه را رها کن ." و ... به سمت محوطه دانشگاه حرکت کردند . و پس از راهپیمایی در محوطه دانشگاه دوباره به سمت ساختمان اداری رفتند که این بار هم رئیس و مسئول حراست دانشگاه درخواست دانشجویان مبنی بر حضور در جمع آنها را نپذیرفتند . دانشجویان معترض خواسته های خود را توسط یکی از دانشجویان به رئیس دانشگاه اعلام کردند که عبارت بود از :
1 – روشن شدن وضعیت " بیژن صباغ ثانی " ( دانشجوی ربوده شده )
2 _ لغو احکام ممنوعیت از تحصیل صادره برای دانشجویان و ممانعت از ادامه روند احضار به کمیته انضباطی .
3 _ برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولین و رئیس حراست دانشگاه .
4 _ آغاز به کار دوباره کانونها و تشکل های دانشجویی .
پس از اینکه رئیس دانشگاه باز هم پاسخ روشنی به خواسته های دانشجویان نداد 3 تن از دانشجویان معترض به نامهای علی تقی پور و سعید یعقوبی نژاد ( از اعضای انجمن اسلامی ) و سید ضیاءالدین نبوی ( از فعالین دانشجویی ) اعلام کردند که از ظهر امروز شنبه مورخه 25/1/86 وارد اعتصاب غذای نامحدود شدند و تانرسیدن به خواسته های فوق الذکر دست از اعتصاب غذا نخواهند کرد.
قابل توجه دانشجویان
فردابه عنوان عمل مقدماتی جهت اطلاع رسانی دانشجویان از محل تحصن برگه هایی با قطع A4 و همچنین با قطعات کوچک با محتوای ذکر شده در عکس بالا بر روی دیوارهای دانشگاه نصب خواهد شد و یا به دست دانشجویان داده می شود.

صاحبان عكسهاي بالا :
سيد ضياء نبوي ---------------------- داراي حكم تعليغ و از معترضين
بيژن صباغ --------------------داراي حكم تعليق
علي تقي پور--------------يكي از معترضين
اين داستان تلخ ادامه دارد
منتظر الباقي باشيد ...
1ـ دولت نهم در حالي بسط عدالت اجتماعي را در رأس برنامههاي خود قرار داده است، كه حق داشتن تشكلهاي مستقل و حتي اعتراض را از فعالين كارگري، سنديكاليستها، معلمان و ديگر اصناف اجتماعي ستانده است. سياست اتحاد ملي در حالي اجرائي ميشود كه اقليتهاي قومي از كمترين حقي براي سلطه بر سرنوشت و ابراز هويت خويشتن برخوردار نيستند. همزمان با آنكه از گفتمان صلحطلبي در سطح بينالمللي دفاع ميكند، در داخل كشور مردم را حتي لايق به حضور و زبان به انتقاد باز كردن نيز نميداند. نشاط و مهرورزي را براي جامعه به ارمغان آورده است در حاليكه به اعتراف نهادهاي همين دولت، ايران ركوردار اعتياد، افسردگي و عدم اميد به زندگي در سطح جهان است. آئين مسيحيت را به عنوان نماد تساهل و مدارا به جهان غرب يادآور ميشود، ليكن هرگونه قرائت سهلگيرانه از متون ديني را در داخل ارتداد و التقاط معرفي ميكند. دولت سعي دارد تا با اعمال سانسور و ناكار آمد ساختن جنبشهاي اجتماعي و به مدد رسانههاي رسمي و ايدئولوژيك خود بر تضادها، فجايع و شكافهاي بنيادين جامعه سرپوش بگذارد و از آن تصويري يكدست، منسجم، پرنشاط به نمايش بكشد و خويشتن را نيز در نقش خادمي دلسوز و پدري مهربان كه حتي بر شهروندان خارجي نيز مهر ميورزد (داستان دستگيري 15 ملوان انگليسي) جا بزند. ما ميخواهيم كه با اعتراض خود رسواگر گوشهاي از اين نمايش رياكارانه و بزك فريبكارانه باشيم.
2ـ دانشگاه در ايران هر چند در ظاهر وظيفه توليد علم و فناوري را به دوش ميكشد، ليكن به واقع با كمترين بازده علمي فعاليت ميكند. دانشجوياني كه قرار است بر اساس سند چشمانداز بيست ساله پيشتاز جنبش نرمافزاري و توليد فناوري براي رساندن ما به جوامع صنعتي باشند، از حداقلي از امكانات رفاهي در دانشگاه و خوا بگاه برخوردار نيستند. مديريت علمي و مشاركتي كه قرار بود با مشاركت دانشجويان اعمال شود، گويا با مساعدت نهادهاي امنيتي در بيرون دانشگاه و حراست در درون دانشگاه ميسر شده است. انجمنهاي اسلامي كه قرار بود چشمان بيناي نظام و نقاد عملكرد آن باشند، دير زمانيست كه ذبح شدهاند و بينائي و جان خود را با هم از دست دادهاند. كرسيهاي آزاد انديشي كه وزير علوم قول آن را داده بود نه تنها ميسر نشده است بلكه به قيمت از دست رفتن كرسيهاي تدريس اساتيد آزاد انديش تمام شده است و به اخراج آنان انجاميده است، مسئولين خدمتگزار و پاسخگو به دانشجو در راستاي نظارت هر چه بيشتر بر عملكرد آنان و پاسخگوئي هر چه بيشتر با نصب دوربينهاي مدار بسته در دانشگاه آنرا به اردوگاههاي كار اجباري تبديل نمودهاند و با دانشجويان به مانند جانيان خطرناك رفتار ميكنند. در حاليكه طبق آئيننامه دانشگاه ورود هرگونه نيروي نظامي و امنيتي به دانشگاه ممنوع است، هر روز شاهد نيروهاي امنيتي از هر فرقه ممكن در دانشگاه هستيم، و البته در راستاي حراست از ساحت مقدس علم و تربيت دانشجو به بهانهي ورود به دانشگاه مورد ضرب و شتم نگهبان عامل حراست قرار ميگيرد، دانشجويان به عنوان افتخار و سرمايه ملي و بواسطه فعال بودن و نخبه بودن ستارهدار ميشوند و اجازه حضور در دانشگاه را نمييابند. دانشگاه نيز ميخواهد خويشتن را عاري از هرگونه شائبه سياسي بودن معرفي كند و در پس نقاب علمگرائي هرگونه كنش اعتراضي را در سطح دانشگاه غير موجه بنماياند. جداي از آن كه دانش و بالاخص علوم انساني خود نيز در بستر روابط قدرت شكل ميگيرند مسئلهي حضور سلطهي سياسي در دانشگاههاي ايران بسيار عريان و سهمگينتر از اين حرفها است و موارد بالا فقط گوشهاي از مصاديقي است كه به اين سلطه گواهي ميدهد. ما ميخواهيم با اعتراض خود افشاگر سرسپردگي تمام و كمال نهاد علم به قدرت باشيم.
3ـ ما خوش داريم كه خود را فاعل تمام كردارهاي خويشتن در زيست اجتماعي به حساب آوريم، در صورتي كه اين كردارهاي اجتماعي تثبيت شده در متن جامعه است كه با تحميل خود بر ما، هويت و خويشتن ما را ميسازد. ما ميپنداريم كه با اعتراض و تخطي از روابط قدرت، منافع خويشتن را به خطر مياندازيم، در صورتي كه اين قدرت است كه با تعريف ما و منافع ما، مانع از به خطر افتادن سلطه و اقتدار خود ميشود. ما عادت كردهايم كه محافظه كاري را امري منطقي و منطبق بر عقل سليم بپنداريم، در حاليكه همين عقلانيت محافظهكارانه، بوسيله اعمال سانسور و طرد و حذف ديگر گفتمانها و عقلانيتها توسط رژيم سلطه پديد آمده است. ما پذيرفتهايم كه عدم اعتماد به ديگران و عدم ورود به فعاليتهاي اجتماعي و اساساً خود خواهي و خودمداري ذاتي نوع بشر است و ليكن روانشناسي اجتماعي خود را كه انباشته از قرنها وحشت و ترس از غير و ديگري كه به عنوان راهزن، چپاولگر و عامل دولت پيدار ميگشتند را فراموش كردهايم. ما ميپنداريم كه از دانشگاه به عنوان ابزاري براي رسيدن در آينده استفاده ميكنيم، در حاليكه اين دانشگاه است كه به بهانه تفويض يك مدرك، انساني كاملاً مطيع و بيخطر را براي نظام حاكم تربيت ميكند تا در آينده از آن به عنوان ابزاري براي استحكام سلطه خويش بهره جويد.
ما بزدلانه ميخواهيم خويشتن را از عامليت در مناسبات قدرت تبرئه كنيم و خود را به عنوان ناظر بيطرف و يا حتي دلسوز اين موقعيت تراژيك بنمايانيم. در صورتي كه اين مناسبات فقط و فقط به واسطه حضور ما (يعني عوامل انساني) ميسر گشته است و هر يك از ما روزانه با پيروي در بسياري از قواعد نوشته و نانوشته موجود و مصرف ارزشها و الگوي حاكم بر جامعه سهمي در باز توليد اين موقعيت داريم. حضور منفعلانه در دانشگاه و يا ديگر نهادها و تن دادن به مناسبات سخيف آن چيزي كمتر از حضور سركوبگرانه عوامل امنيتي و قواي قهريه نميباشد كه هر دو ارمغاني بيش از باز توليد مناسبات موجود به همراه ندارد، ما ميخواهيم برخويشتن منفرد، منفعل و محافظهكار خويشتن نيز بشوريم و افشاگر هويت خويش به عنوان عوامل باز توليد كننده قدرت در همه سطوح جامعه باشيم.
دانشگاه مازندران